مناجات و دعای شب و روز عید فطر و قربان به زبان فارسی
64 بازدید
تاریخ ارائه : 8/17/2012 1:30:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مناجات دعای شب و روز عید فطر

خدایا: سزاواز ستایش تویی، لایق کرنش تویی، معدن بخشش تویی، آغازگر آفرینش تویی، مرکز داد و دهش تویی، سبب آمرزش تویی.

 مهر فروزان تویی، چشمه جوشان تویی، سرور خوبان تویی، مبدء احسان تویی، حافظ پیمان تویی، گوهر جانان تویی، نجم درخشان تویی، خالق نیکان تویی،

الهی: مولای دارنده تو، فقیر خواهنده من. آقای بخشنده تو، بنده شرمنده من، دارای داننده تو، برده درمانده من، زنده پاینده تو، فانی وامانده من. دانای خواننده تو، عبد پناهنده من. کریم گوینده تو، گدای جا مانده من، قادر مطلق تویی، عبد معوّق منم، فاضل عالی تویی، پست فرومانده من، محسن زاینده تو، دزد فریبنده من. حکیم هادی تویی، غریم سر­گشته من. شفا دهنده تویی، بیمار درمانده من،

خدایا: پناهم دادی فرار کردم، فرمانم دادی سر پیچیدم، دستورم دادی عصیان کردم، نهیم کردی مرتکب شدم، هدایتم کردی گمراه شدم، عزیزم کردی ذلیل شدم، نعمتم دادی کفران کردم، عطایم دادی ناسپاسی کردم، مرا به درگاهت خواندی اما من گریختم، از شیطان بیمم دادی به او پناه بردم، سلامتی دادی تباه کردم، نعمت دادی گناه کردم، راه نشانم دادی بی­راهه رفتم، خَلقَم را زیبا کردی خُلقم را زشت کردم. صورتم زیبا کردی سیرتم زشت کردم.

الهی: آفریننده تویی آفریده منم، دهنده تویی خواهنده منم، زیبا ساز تویی زیبا شده منم، بی نیاز تویی نیازمند منم، آمرزنده تویی گناهکار منم، ثروتمند تویی فقیر منم، شفا دهنده تویی بیمار منم، آقا تویی بنده منم، مولا تویی برده منم،

خدایا: آن که آفرید تویی، آن که صورت زیبا داد تویی، آن که منت گذاشت تویی، آن که نعمت داد تویی، آن که احسان کرد تویی، آن که زیبا کرد تویی، آن که برتری داد تویی، آن که کامل کرد تویی، آن که روزی داد تویی، آن­که توفیق داد تویی، آن که عطا کرد تویی، آن که بی­نیازی بخشید تویی، آن که فانی کرد تویی، آن که پناه داد تویی، آن که کفایت کرد تویی، آن که هدایت کرد تویی، آن که حفظ کرد تویی، آن که بخشید تویی، آن که قدرت داد تویی، آن که عزیز کرد تویی، آن که یاری کرد تویی، آن که پشتیبانی کرد تویی، آن که تایید کرد تویی، آن که یاری کرد تویی، آن که شفا داد تویی، آن که سلامتی داد تویی، آن که اکرام کرد تویی،

الهی: آن که بد کرده منم، آن که خطا کرده منم، آن که قصد بد کرده منم، آن که نادانی کرده منم، آن که غافل شده منم، آن که اشتباه کرده منم، آن که تعمد داشته منم، آن که وعده داده منم، آن که تخلف کرده منم، آن که عهد شکسته منم،  آن که فرار کرده منم، آن که اقرار به خطا کرده منم، آن که به نعمتت بر خود اعتراف کرده منم،

الهی فرمانم دادی عصیان کردم، الهی نهیم کردی مرتکب شدم، حال چگونه از تو عذر بخواهم؛ به زبانم یا به چشمم یا به گوشم، یا به دستم،  یا به پایم، این­ها همه نعمت­های تویند و من با همه آن­ها نافرمانی تو کردم. حجت تو بر من تمام است و راه مجازات تو بر من گشوده است. مرا جای انکار نیست. زیرا تو بر همه کارهایم شاهد بودی. اعضای بدنم نیز علیه من گواهی دهند.

خدایا آن چه را تو در باره من می­دانی اگر دیگران و حتی بستگانم می­دانستند، مهلتم نمی­دادند، تحملم نمی­کردند، با من مدارا نمی­کردند، چوبم می­زدند، از خود می­راندند، پاره پاره و تکه تکه­ام می­کردند،  رسوایم می­کردند. آبرویم می­بردند.

ولی تو تحملم کردی، رسوایم نکردی، آبرویم نبردی، عیبم پوشاندی، با من مدارا کردی، مهلتم دادی، فرصت دوباره­ام دادی، مرا بخشیدی، با این همه خطا روزیم دادی، عطایم دادی، عزیزم داشتی، بزرگم کردی، نعمتم دادی،  کرامتم بخشیدی، چندان­که گویا بنده خوبی بوده­ام، فرمانت برده­ام. خطا نکرده­ام،

الهی تو فرمودی که عید فطر نزد تو عید بزرگ و مهمی است. تو گفتی که کوچکتران در این عید به خانه بزرگتران بروند و با احترام گذاشتن به آنان عیدی بخواهند. تو گفتی که بزرگتران دست نوازش بر سر کوچکتران بکشند و به آنان عیدی بدهند. الهی تو بزرگی خیلی بزرگ و ما کوچکیم خیلی کوچک. اکنون شب عید است و ما به فرمان تو در خانه­ات آمدیم. به وجودت اقرار داریم. به یگانگی­ات ایمان داریم. احترام گذاشتیم. سرا پا نیازیم. عیدی می­خواهیم. انتظار نوازش داریم. ما سر تا پا خواهش و اشتیاقیم. ما به اندازه کمبود و نقص خود می­خواهیم. تو به اندازه کرم و لطف خود به ما عیدی بده.

ما با دلی شکسته، چشمی گریان، قلبی پر از امید، دستی پر از تقاضا، وجودی پر از اشتیاق آمده­ایم. تو گفتی بیا. ما آمدیم. تو گفتی بخواه ما خواستیم. تو گفتی بخوان ما داریم می­خوانیم. گفتی خالصانه بیا. این هم خلوص. گفتی عاجزانه بیا. این هم عجز و لابه. گفتی اگر یک قدم بیایی من ده قدم می­یام این هم چندین قدم اومدیم. تو گفتی با دل شکسته بیا. این هم دل پاره پاره. این هم قلب پر از امید. این هم چشم گریان. این هم تن لرزان. این پای لنگان. این دست پر از دعا. این قلب خاشع. گفتی بیا اومدم. حالا نوبت تواست که به وعده­ات وفا کنی. گفتی بخوان اجابت می­کنم. اجابت دعای ما را تضمین کردی. اکنون نوبت تواست. خدایا مپسند که شب عید من دست خالی از در خانه­ات بروم. دشمنان به من می­خندند. ریشخندم می­کنند.  خدایا اگر گناهان و اعمال ما مانع عیدی گرفتن ما است. و ما سزاوار عیدی نیستیم. اول گناهان ما را ببخش. سپس به ما عیدی بده. اول ما را لایق حضور کن بعد پاداش و عیدی بده

الهی تو را بدان نامت می­خوانیم که نوح نبی تو را بدان خواند و دعایش مستجاب کردی و ستمکاران را غرق کردی. خدایا را تو را بدان نامت می­خوانیم که موسی کلیم خواند و دریا بر او شکافتی و او و قومش را نجات دادی و فرعون و سپاهش را غرق کردی. الهی تو را بدان نامت می­خوانیم که ابریهیم خلیلت تو را بدان خواند و آتش بر گلستان کردی. خدایا تو را بدان نامت می­خوانیم که عیسی نبیت تو را بدان خواند و تو مردگان را زنده کردی و بیماران را شفا دادی. الهی تو را بدان نامت می­خوانیم که حبیبت محمد تو را بدان خواند و تو اجابتش کردی و درخت را به سوی او حرکت دادی و آن را از وسط دو شقه کردی. خدایا تو را به همه این نامهایت می خوانیم. خدایا به انبیای گرامت، به نامهای عظمایت، به اسماء حسنایت، به ملائکه مقربت، به لطف و کرمت، به شهدای راهت سوگند که بر محمد و خاندان پاک او درود فرست.

خدایا خواسته ما در این عید مبارک: آمرزش گناهان، شفای بیماران، رهایی گرفتاران، خلاصی زندانیان و اسیران، سیری گرسنگان، پوشاندن برهنگان، ثروتمندی فقیران، روزی فراوان، بخشش مردگان، عفت دختران، غیرت و حیای پسران، پارسایی پیران، طول عمر پدران، سلامتی مادران، شکست و خفت دشمنان، ظهور مهدی صاحب زمان است. همه را همین امشب یکجا و همین حالا به ما بده.

در همین امشب و امروز به همه ما روزی حلال، علم سودمند، عقل کامل، قلب خاشع، نفس مطیع، تن سالم، چشم پاک، گوش شنوا، سینه بی­کینه،  دل پر محبت، دست دهنده، مغز بخشنده، عطا بفرما.

کشور ما را، ملت ما را، از شر دشمنان، وسوسه خناسان، توطئه توطئه­گران داخل و خارج محفوظ بدار.  

مؤمن عزیز: دست­ها را بالا ببر و هر چه در دل داری به زبان بیاور. بخواه می­دهد.

التماس دعا بنده گناهار منتظر عیدی دعای شما

محمد الله اکبری

24/5/1391 25 رمضان 1432 هجری قمری