ترسیم آینده منطقه خلیج فارس، سوریه و ایران
24 بازدید
تاریخ ارائه : 8/17/2012 1:39:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

ترسیم آینده منطقه خلیج فارس، سوریه و ایران

امروزه اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان و به ویژه خاور میانه و به خصوص منطقه خلیج فارس بسیار پیچیده، آشفته و در هم است و ارائه چشم انداز روشنی از آن بسیار سخت و چه بسا غیر ممکن است. تحلیل­گران سیاسی مسائل بین الملل نیز در این خصوص نظرات گوناگون و ناهمگون دارند.

اگر بخواهیم آینده­ای نسبتا روشن را از این منطقه ترسیم کنیم بایستی همه مؤلفه­ها و عناصر تاثیر گزار بین المللی و منطقه­ای بر آن را در نظر بگیریم.

  1. پس از جنگ جهانی دوم تا فروپاشی شوروی دو ابر قدرت آمریکا و شوروی تمام جهان را میان خود تقسیم کرده بودند و رقیب هم بودند و اوضاع سیاسی جهان و کشورهای دیگر در درون این نظام دو قطبی شکل می­گرفت. اما پس از فروپاشی شوروی، آمریکا به قدرتی جهانی و بدون رقیب تبدیل شد و استراتژی جدیدی برای خود « سلطه برتمام جهان »  طراحی کرد و به اجرا گذاشت و در حال حاضر در حال اجرای این سیاست است و تمام حوادث جهان در درون این نظم جدید و به تعبیر بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا " نظم نوین جهانی" در حال شکل­گیری است. بر آمدن طالبان از درون مجاهدین افغان و سلطه آنان بر این کشور در زمانی بسیار کوتاه، حمله آمریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم و نجات مردم این کشور از ظلم طالبان، تجهیز عراق به انواع سلاح­ها در دوره جنگ با ایران و تشویق صدام به حمله به کویت و سپس حمله آمریکا به عراق به بهانه جمع آوری سلاح­های کشتار جمعی (که خود به او داده بود بر فرض وجود) و نجات مردم عراق از دست صدام، و نهایتا سقوط او، پروش نسلی از نوطالبان در پاکستان و تجهیز آنان از یک سو و حمله به آن­ها از سو.ی دیگر و ... در چهاچوب همین استراتژی جدید آمریکا قابل تحلیل و فهم است. به تعبیری دیگر آمریکا یک صفحه شطرنج بزرگ برای جهان طراحی کرده و کشورهای مختلف مهره­های این شطرنج هستند که بیشترشان خواسته یا ناخواسته به اراده آمریکا در این صفحه حرکت می­کنند و گاه حتی خودشان از این مساله بی­خبرند.
  2. آمریکا کوشیده و می­کوشد که در اجرای سیاست سلطه­گری جهانی خود تا مجبور نشده از به صورت مستقیم از سربازان خود بهره نبرد بلکه در میادین مستقیم جنگ سربازانی از دیگر ملت­ها و کشورها را به میدان بفرستد و در آخرین لحظات نزدیک به پیروزی خود وارد میدان شود و پیروزی را به نام خود ثبت کند. نمونه افغانستان، عراق، لیبی، سوریه.
  3. بر اساس بر آورد مؤسسات نفتی معتبر بین المللی، نفت دنیا در وضح حاضر رو به کاهش و حتی تمام شدن است. نفت انگلیس حدود پنج سال و نفت آمریکا حدود نه سال دیگر تمام می­شود. بیشترین مصرف نفت و مشتقات آن و بیشترین کالای صنعتی تولید شده از نفت در اروپا و آمریکا است. اتمام نفت در اروپا و آمریکا و کمبود و نبود آن به معنای ورشکستگی کامل این کشورها است. چون هنوز انرژی جایگزینی نیافته­اند. بنا بر این آنان برای تامین انرژی مورد نیاز خود دست به هر کاری می­زنند. حتی اگر کشتن هزاران انسان بی­گناه باشد.
  4. وجود بیشترین ذخایر نسبتا پایدار و دیر پایان نفتی جهان در خلیج فارس از یک سو و .   نیاز آمریکا و اروپا به نفت سبب می­شود آنان قصد سلطه کامل و در صورت نیاز و ضرورت سلطه مستقسم بر این منطقه را داشته باشند و به این آسانی از منطقه خارج نشوند. حتی تصور رها کردن منطقه و مردم آن به حال خود از سوی غرب تصوری غیر معقول است.
  5. کشورهای روسیه، چین و ایران دوست ندارند که مهره بی اراده­ای در صفحه شطرنج آمریکا باشند و به دلخواه او در این صفحه جهانی حرکت کنند بلکه می­خواهند و می­گویند که مستقل هستند و حتی قصد دارند صفحه شطرنج جهان را به دلخواه خود تنظیم کنند و هر یک برای خود منافعی جهانی و منطقه­ای را دنبال می­کنند. بنا بر این خواسته یا ناخواسته در کنار هم قرار گرفته و اتحاد شکننده­ای را در مواجهه با اتحاد غرب – عرب تشکیل داده­اند.
  6. در منطقه خاور میانه ایران، عربستان سعودی و به تازگی ترکیه داعیه­دار رهبری جهان اسلام­اند و در این خصوص به رغم روابط به ظاهر دوستانه، رقابت سختی را دنبال می­کنند.
  7. مسلمانان جهان و به ویژه منطقه خاور میانه به لحاظ مذهبی دو گروه عمده سنی و شیعه هستند که در برخی مبانی و اصول با هم اختلاف دارند. کشورهای ایران، عراق، بحرین و سوریه شمار بیشتری شیعه دارند و جهان اهل سنت و جهان غرب از اتحاد و پیوستگی این کشورها واهمه دارند.
  8. ایران به دلیل فشار مضاعف آمریکا، اروپا و اسرائیل، از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در 1979 م به دنبال تقویت توان نظامی خود بوده و هست و به مقدار زیادی در این مساله موفق بوده است. افزون بر این جهان غرب، جهان عرب، اسرائیل و حتی روسیه و چین از دستیابی ایران به سلاح هسته­ای واهمه دارند و سال­ها است که این کشور را تحت فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی گذاشته­اند تا دستیابی­اش به این مهم را به تاخیر بیندازند. روسیه و چین هر چند در این مورد با ایران همکاری­هایی داشته­اند اما از ضغف ایران و فرصت به دست آمده از فشار غرب بهره برده و از ایران سوء استفاده کرده­ با او بازی کرده و می­کنند.
  9. روسیه احساس می­کند که نه تنها در فروپاشی شوری در برابر آمریکا کم آورده بلکه در قضیه لیبی، عراق و افغانستان از آمریکا رو دست خورده است. از این رو پای ایران و سوریه محکم ایستاده و به ساده­گی کوتاه نخواهد آمد.

10.چین نیز با اقتصادی در حالی شکوفایی به گونه­ای دست و پای آمریکا را در جهان تنگ کرده و در استراتژی خود سوریه، ایران و دیگر کشورهای منطقه را خط مقدم خود در مواجهه با آمریکا می­داند. بنا بر این حتی الامکان در کنار آن­ها خواهد ایستاد. احساس روسیه در رو دست خوردن از آمریکا در باره چین نیز صادق است.

11. دخالت­های آمریکا در کشورهای خاور میانه و حمله مستقیم و غیر مستقیم به آن­ها ناخواسته به کاهش دشمنان ایران و تقویت ایران منجر شده است. بدین معنا که سقوط صدام و طالبان موجب تقویت ایران و کاهش دشمنان آن شده است. آمریکا از هر جا خارج شده و بشود ایران در آن جا حاضر شده و می شود. (نمونه عراق و شاید در آینده افغانستان). آمریکا از این وضع راضی نبوده و نیست و نمی­خواهد در آینده چنین وضعی ادامه پیدا کند. بنا بر این در قضیه سوریه به این آسانی کوتاه نخواهد آمد.

12. تجربه تاریخی نشان داده است که حکومت­های کوچک و ضعیف در مقایسه با دولت­های قوی نوعا از عمر درازتری برخوردارند. زیرا در برخورد دو قدرت قوی کی حذف می­شود ولی در برخورد یک قدرت قوی با یک قدرت ضعیف، قدرت ضعیف که توانایی مقابله ندارد برای بقای خود به دامن قدرت قوی می­غلطد و دست­نشاندگی او را می­پذیرد و بدین گونه بقای خود را تضمین می­کند.

13.تجربه تاریخی نشان داده است که در طول تاریخ مکتوب کره زمین بیشترین برخوردهای سیاسی- نظامی، اقتصادی و فرهنگی بین شرق و غرب جهان در منطقه سواحل شرقی دریای مدیترانه یعنی در منطقه شام و فلسطسن رخ­داده است. نمونه جنگ­های هفتصد ساله ایران و روم، جنگ­های دویست ساله صلیبی بین مسلمانان و اروپاییان، قضیه فلسطین و اسرائیل. امروزه نیز محور برخورد سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی میان شرق و غرب همین منطقه است.

14. در منازعه جدید شرق و غرب سوریه در این وسط حکم گوشت قربانی را پیدا کرده است. در واقع جنگ امروزه در سوریه جنگ میان دولت و ملت سوریه نیست بلکه جنگ میان جهان غرب و جهان عرب از یک سو و جنگ روسیه، چین و ایران از سوی دیگر است. ( جنگ غرب و شرق). منازعه فقط سیاسی و نظامی نیست، بلکه فرهنگی، دینی و از همه مهمتر اقتصادی هم هست. جنگ جهانی سوم که از مدت­ها پیش به صورت نامرئی و پنهان شروع شده است. جنگ بر سر نوشت یک دولت یا یک ملت نیست. بلکه سرنوشت آینده جهان در این­جا در حال تعیین است. پیروزی یکی از طرفین پیروزی دولت یا مخالفان نیستدر یک منطقه کوچک نیست. بلکه دو طرف معادله تمام توان و نیروی خود را برای اجرای طرح خود و آینده منطقه گذاشته­اند. و اگر ضرورت اقتضا کند دخالت مستقیم نیز ممکن است. سوریه اکنون فقط و فقط میدان امروزی نبرد است. مساله بیداری ملت­های منطقه این فرصت را در اختیار آمریکا گذاشته تا سوریه را به عنوان میدان نبرد انتخاب کند.

15. آمریکا در وضع موجود کشورهای عربی و انقلاب رخ­داده جدید، کوشیده است تا اگر امکان نگهداری نظام­های موجود مورد حمایتش وجود ندارد، در کنار انقلابیون قرار گرفته حتی الامکان آنان را با خود همراه کند. نمونه لیبی، تونس، مصر و یمن و تلاش برای نگهداشتن رژیم بحرین.    

16. معامله روسیه با غرب بر ایران

آیا امکان دارد که غرب و جهان عرب معامله چربی را به روسیه پیشنهاد بدهند تا دست از حمایت ایران و سوریه بردارد و او هم بپذیرد؟ اگر غرب و جهان عرب در این معامله از روسیه و حتی چین بخواهند که در برابر سود سیاسی و اقتصادی هنگفتی (مثل جمع آوری پایگاه­های سپر دفاع موشکی از شرق اروپا و ترکیه، انعقاد قراردادهای اقتصادی سودمند) دست از حمایت ایران و سوریه بردارد تا آنها حسابشان را با ایران تسویه کنند و نظام سیاسی را در این دو کشور تغییر دهند، روسیه و چین چه خواهند کرد؟ آیا خواهند پذیرفت؟ آیا امکان چنین معامله­ای هست؟

پذیرش چنین پیشنهادی از سوی روسیه دور از ذهن نیست. هر چند در دراز مدت به ضررش باشد. زیرا روسیه و ایران دشمنان قدیمی هم هستند. توسعه طلبی ایران به ویژه در دستیابی به سلاح هسته­ای و تبدیل آن به یک قدرت برتر منطقه­ای به ضرر روسیه هم هست.  از طرفی روسیه خود در معرض تهدید آمریکا است و پس از فروپاشی شوروی تا کنون ناگزیر در صفحه شطرنج آمریکا بازی کرده است و اکنون به دنبال متحدانی برای مواجهه با آمریکا هم هست. به دنبال تامین منافع دراز مدت بین المللی خود هم هست. اما این که چه خواهد کرد؟ چندان روشن نیست. چین در صورت کلی وضع مشابهی دارد.

از طرفی روسیه و چین این نکته را نیز مد نظر خواهند داشت که اگر ایران بیش از حد و تا مرز سقوط تحت فشار قرار بگیر ممکن است با غرب کنار بیاید و از این طرف تن به معامله با غرب بدهد. در این صورت خود را هر چند با دست کشیدن موقت از برخی از خواسته­ها و اصولش نجات بدهد و برای خود فرصتی دوباره فراهم کند. بنا بر این امکان این هست که روسیه و چین بر سر ایران و سوریه با غرب معامله نهایی نکنند و تا آخر کنار این دو بمانند و تا حدی جلو زیاده­طلبی غرب و آمریکا را بگیرند و برای آینده خود اقدامات ریسک­پذیرتری را در پیش بگیرند.

17. ایران و آینده ایران

ایران باید نخست درون خود را ترمیم کند و بر بحران سیاسی و اقتصادی موجود فائق آید. نخست باید بیاموزد که در سخن گفتن و سخنرانی کردن سران سیاسی مقداری بخل بورزد و تصمیمات استرتژیک پنهانی خود را آشکار نکند. هر کسی خود را متخصص همه مسائل نداند و در باره آن اظهار نظر نکند. سپس برای غلبه بر وضع موجود تلاش کند. انکار وضع موجود مانع از اقدام جدی برای اصلاح خرابی­ها می­شود.

باید تصمیم خود را برای بقا و حتی ورود به یک بازی بین المللی بلند مدت بگیرد. یا با چین و روسیه یک اتحادیه سیاسی – نظامی و اقتصادی برای مواجهه با غرب تشکیل دهد و یا باب گفتگو با غرب و به ویژه آمریکا را باز کند و برای مدتی از برخی آرمان­های ­خود مثل نابودی اسرائیل دست بکشد و برای خود فرصت ایجاد کند.

ممکن است سران قوم به دنبال راه میانه­ای باشند که به مسکو یا پکن یا واشنگتن ختم نشود. ولی باید بدانند که در این بازی تنها نیستند. اگر بخواهند در صفحه شطرنج آمریکا و اروپا مهره بی اراده­ای نباشد، باید با کمک روسیه و چین صفحه شطرنج دلخواه خود را طراحی کند. هنوز آن قدر توانمند نشده که بتواند به تنهایی صفحه شطرنجی جهانی برای طراحی کند. فعلا باید بپذیرد که در صفحه شطرنج مشترک روسی، چینی – ایرانی شریک شود. شاید در آینده­ای نه چندان دوز توانایی آن را بیابد که به اراده و دلخواه خود حرکت کند.

18. اگر سوریه سقوط کند ایران چه می شود.

نخست آن که بسیار بعید است که سوریه سقوط کند. زیرا سقوط سوریه به معنای شکست روسیه، چین و ایران در برابر آمریکا و اروپا است و این سه کشور هیچگاه حاضر نیستند به این آسانی تن به این شکست بدهند. دوم آن که بر فرض اگر سوریه سقوط کند معنایش تضعیف مقاومت و تقویت اسرائیل در منطقه است. معنایش برنده آمریکا در اجرای طرح و نقشه خاور میانه ای خود است. به معنای پیدایش مشکل بسیار جدی در تقویت و پشتیبانی حزب الله است. گام بعدی آمریکا و اسرائیل پافشاری برای خلع سلاح مقاومت خواهد بود.

پس از آن نوبت ایران فرا می رسد. فشارهای سیاسی و اقتصادی بین المللی بیشتر خواهد شد. احتمال حمله محدود نظامی اسرائیل وآمریکا به ایران افزایش خواهد یافت. احتمال معامله روسیه و چین با آمریکا بر سر ایران افزایش خواهد یافت. امکان چرخش ایران به سمت غرب و نوعی سازش با آنها بیشتر خواهد شد. سر جمع سه کشور ایران، روسیه و چین در صفحه شطرنج جهانی به اراده آمریکا بیشتر حرکت خواهند کرد.