مذاکره با آمریکا تهدید یا فرصت
26 بازدید
تاریخ ارائه : 7/25/2013 2:26:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

مذاکره ایران با آمریکا فرصت یا تهدید

 رویکرد سیاسی آمریکا به جهان

سی و چهار سال است که روابط همه جانبه ایران و آمریکا قطع است. آمریکا یک قدرت سلطه­ گر و سلطه­ طلب زور گو است که فقط به منافع خود می ­اندیشد و خود را همه چیز و دیگران هیچ می ­پندارد و خود را بزرگتر و آقای جهان و همه کشورها می­داند. بر این اساس تشخیص و خواسته خود را درست دانسته و انتظار دارد همه دیگران حرف او را بدون چون و چرا بپذیرند و حق بزرگتری او را به رسمیت بشناسند. اگر سخنی از مذاکره و گفتگو می­زند در نهایت معنایش تحمیل خواسته­ هایش به طرف مقابل است. قبولاندن خواسته خود و کوتاه آمدن و تسلیم طرف مقابل. آمریکا بی سر و صدا و از طریق دستان پنهان خود مساله ایجاد می کند و با بازی کردن نقش منجی و آشکارا با سر و صدا خود آن را حل می کند تا مردم مصیبت زده بی خبر از پشت پرده دعاگویش شوند.  

فهرستی اجمالی از اقدامات آمریکا علیه ایران

تحمیل جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، شرکت مستقیم در جنگ، حمله به سکوهای نفتی ایران، ایجاد آشوب در کردستان، گنبد و ...، واقعه طبس، سرنگونی هواپیمای مسافربری، محاصره اقتصادی، تحریم همه جانبه و از جمله اقتصادی و سیاسی، تهدید آشکارا و مکرر به حمله نظامی  به ایران، کوشش برای انقلاب مخملی در ایران و دخالت در آشوب 1388، کوشش برای انزوای سیاسی و اقتصادی ایران، حمله به متحدان ایران سوریه و حزب الله، سیاه نمایی پیوسته در باره ایران، ترساندن مردم دنیا از ایران، تبلیغات دروغین فراوان علیه ایران، ایجاد فرستنده های رادیویی و تلویزیونی ماهواره ای علیه ایران، ایجاد نشریات کاغذی و الکترونیکی بسیار علیه ایران، پخش شایعات در باره انرژی هسته ایران، حضور نظامی در خلیج فارس، اشغال عراق و افغانستان دو همسایه ایران، ایجاد پایگاه های اقماری نظامی در کشورهای همسایه ایران از جمله در عراق، افغانستان، ترکیه، بحرین، قطر، ترکمنستان، آذربایجان، عربستان سعودی و سر انجام محاصره همه جانبه ایران. آمریکا با این اقدامات خسارت های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، عقیدتی و ... بسیاری به ایران وارد کرده و البته خود نیز هزینه های بسیاری را در ابعاد مختلف تحمل کرده است. کسی تا کنون دستاوردهای مثبت دو طرف را با دستاوردهای منفی آن مقایسه نکرده تا بتوان به واقع امر دست یافت. به طور خلاصه می توان گفت با توجه به توانایی های نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا و ضعف نظامی و اقتصادی ایران نسبت به آمریکا خسارت های ایران بیشتر بوده است. از سویی آمرکا به همه خواسته هایش در باره ایران نرسیده است و ایران هم از دستیابی به بسیاری از خواسته ها، نیازها و آرزوهایش باز مانده است.

در سی و چهار سالی که رابطه ایران و آمریکا قطع بوده و میان این دو کشور چالش جدی وجود داشته آمریکا توانسته بیشتر کشورهای بی­طرف یا دوست ایران(اکثر کشورهایی که می توانستند دوست ایران باشند) را از آن جدا کرده با خود همراه کند و حتی کنار اسرائیل بنشاند. خلاصه سخن آن که ایران را در یک انزوای سیاسی قرار داده است که بیشتر کشورها بدون اجازه آمریکا جرات نگاه کردن به ایران را هم ندارند.

ادامه جریان نفت با هزینه بیشتر

در همین سی و چهار سال آمریکا توانسته با هزینه بیشتر همه خواسته های خود یا بیشتر آن ها را محقق کند و آن چه را نیاز داشته؛ ادامه جریان نفت به قیمت دلخواه خود و همگرایی بیشتر کشورهای منطقه و جهان با وی در رویارویی با ایران و در نتیجه انزوای ایران، به دست آورد.

در همین سی و چهار سال ایران به رغم همه مشکلات آمریکا ساخته و خود ساخته توانسته به بسیاری از خواسته های خود برسد. به دانش فنی بسیاری از صنایع و علوم دست یافته، به لحاظ اقتصادی به میزان زیادی رشد داشته و جنگ افزارهای خود را ارتقا داده است. با این حال ایران از دستیابی به بسیاری از خواسته های خود باز مانده است و اگر اوضاع عادی می بود بسیار بیشتر و زودتر به خواسته­ های خود می رسید.

اقتصاد جهان امروز

امروزه رفاه معیشتی بشر در تمام کشورها به نفت وابستگی تمام دارد. مشتقات نفتی در زندگی روز مره مردم بدان حد نقش حیاتی دارد که تصور زندگی بدون نفت ممکن نیست. اقتصاد جهان به شدت به نفت وابسته است. هرچه اقتصاد پیشرفته تر است وابستگی اش به نفت هم بیشتر است. داشتن کارخانه های بیشتر، تولید بیشتر، حمل و نقل بیشتر، سفرهای بیشتر و ... همه به نفت وابسته است. تصور زندگی بدون نفت بسیار وحشتناک و آزار دهنده است. تصور دنیای بدون نفت فکر و ذهن را منفجر می کند. تصور اقتصاد بدون نفت ممکن نیست. با این وجود بنا به گزارش مؤسسات معتبر و بین المللی نفتی نفت جهان رو به پایان است و به زودی و به تدریج تمام خواهد شد. نفت آمریکا حدود پنج سال دیگر، انگلیس نه سال و ... تمام می شود؟ تصورش را بکنید آمریکا غول صنعت و اقتصاد بدون نفت بماند چه اتفاقی برای خودش و جهان می افتد و چه بلایی بر سر اقتصاد جهان می آید؟ اذعان می کنید که جریان نفت در اقتصاد آمریکا و جهان و زندگی بشر مانند جریان خون در بدن است. تمام شدن خون یعنی مرگ و تمام یا بسته شدن جریان نفت یعنی مرگ آمریکا و ایجاد بحران بسیار بزرگ اقتصادی و اجتماعی برای تمام جهان

آمریکا چه می خواهد

بدون شک نفت و مشتقات آن مهمترین چیزی است  که آمریکا و غرب در دراز مدت به دنبال آن است. این کشور به هر وسیله و به هر قیمتی شده آن را به چنگ خواهد آورد به زور به رضا و حتی به قیمت نابودی خود و تمام جهان. چنان که در این سی و چهار ساله و علی رغم میل ما هم با هزینه بیشتر آن را به دست آورده است. اگر حتی ما یا هر کشور دیگری توانایی بستن راه نفت به آمریکا را داشته باشد، عقلای جهان و نخبگان اقتصادی جهان بستن یک باره و صد در صد جریان نفت به این کشور را ضربه ای وحشتناک به اقتصاد جهان می داننند که ضرر آن جهانی است و فقط منحصر به آمریکا نیست. بنا بر این خواسته مهم آمریکا تضمین ادامه جریان نفت از خلیج فارس به سوی این کشور است. این خواسته به معنای آن نیست که آمریکا خواسته دیگری ندارد. از سویی آمریکا به لحاظ قدرت نظامی، سیاسی، تاثیر گذاری بین المللی از ایران قوی تر و پیش تر است.

ایران چه می خواهد

ایران قصد دارد با تکیه بر آموزه های دینی و انقلاب اسلامی کشوری قدرتمند و تاثیر گذار باشد. اقتدار منطقه ای خود را افزایش دهد. به توانایی های علمی و فنی و اقتصادی برسد. برای مردمش رفاه و آسایش و ارتقای سطح معیشت و دانش و اخلاق و معنویات را فراهم کند. بتواند ایده ها و اندیشه های دینی و انقلابی خود را در معرض افکار و پذیرش دیگران بگذارد. به عبارتی دیگر در صدد توسعه دیانت و اخلاق در همه دنیا است. بتواند ظلم و ستم را از سر مظلومان جهان بر دارد. خلاصه آن که ایران را کعبه آروزی آرزومندان جهان کند. ایران بر اساس یک اصل انقلابی و در راستای مبارزه جدی با ظالم و دفاع از مظلوم از همان آغاز انقلاب به حمایت از فلسطین و مردم مظلوم و مسلمان آن و مقابله با اسرائیل پرداخت ولی در این مدت آمریکا توانسته تمام کشورهایی را که قبل از پیروزی انقلاب در کنار فلسطین بودند و طبق  قاعده باید بعد از انقلاب همراه ایران در کنار فلسطین می بودند، از فلسطین و ایران جدا کرده در کنار اسرائیل بنشاند. اسرائیل و تمام کشورهای عربی به استثنای سوریه که قبلا شعار حمایت از فلسطین می دادند اکنون یک اتحادیه علیه ایران تشکیل داده اند. بقای مقام، منافع کوتاه مدت و  اجبار آنان را وادار به تغییر کرده است. ما اگر خواهان توفیق خود در عرصعه داخلی و بین المللی هستیم ما نیز نیازمند تغییریم. تغییری در جهت منافع کوتاه مدت و دراز مدت خود و ایجاد فرصت برای ساختن ایرانی آباد و سربلند. ما در این سی و چند ساله با آن که می خواسته ایم ولی نتوانسته ایم اقدام درخور ذکری در باره فلسطین و دیگر مظلومان جهان انجام بدهیم و بیشتر در حمایت از فلسطین شعار داده ایم تا عمل جدی و تاثیر گذار.

 ایران از نظر داشتن اندیشه های انقلابی، اخلاقی، استقلال طلبی، ظلم ستیزی، آگاهی سیاسی ووو از آمریکا پیش تر است.

منافع مشترک دو کشور

نتیجه خواسته های دو کشور تا کنون تعارض و چالش میان آن دو بوده است. به نظر می رسد که چنان چه دو طرف به یک عقلانیت سیاسی رسیده باشند و به فکر منافع دراز مدت خود باشند توافق بر سر منافع مشترک دور از انتظار نیست. آمریکا تضمین ادامه جریان نفت را می خواهد و ایران می تواند چنین تضمینی به او بدهد. آمریکا که به هر صورت نفت را می برد حتی با هزینه بیشتر و حتی اگر نیاز باشد با ویران کردن ایران و تمام کشورهای منطقه. پس ایران می تواند با کمی تغییر در قاعده بازی چنین تضمینی بدهد و در برابر آن تضمین هایی بگیرد. ایران می خواهد خودش باشد و پیشرفت کند. هر دو کشور خواسته یا ناخواسته همان اندازه که با هم چالش دارند بیشتر از آن هم منافع مشترک دارند. با توافق ضمنی می توان فرصتی پدید آورد تا قدرتمند تر شد. می توان جنگ اجتناب ناپذیر را به تاخیر انداخت تا توانایی لازم را به دست آورد. دفاع از مظلوم را می توان فقط منحصر به فلسطین و نابودی اسرائیل نکرد. دفاع را می توان در صحنه ها و عرصه های دیگر از شعار به واقعیت تبدیل کرد.

شرایط امروز ما شبیه شرایط حدیبیه برای پیامبر است. پیامبر اسلام پس از بیست و یک سال مبارزه با دشمن قسم خورده اشت مذاکره کرد هر چند برخی از صحابه تندرو و افراطی­اش موافق نبودند و حتی به ظاهر به دشمن باج هنگفتی داد تا برای خود فرصت ایجاد کند. مهمترین خواسته دشمنش هم باز گذاشتن گلوگاه اقتصادی شمال برای تجارت بود که پیامبر پذیرفت. امروز نیز آمریکا از ما تضمین جریان نفت را می خواهد و ما نیز به فرصت نیاز داریم. توافق ضمنی و حتی دادن باجی به ظاهر به سود دشمن برای ما فرصت های طلایی بسیاری  به وجود خواهد آورد. چنان فرصت هایی که می توان از آن به « باز شدن درهای بهشت به روی ایران» تعبیر کرد معنای توافق ضمنی ( دادن چیزی =  دادن تضمین جریان نفت= در برابر گرفتن فرصت برای تعامل بیشتر با سایر جهان) به معنای تسلیم همه جانبه نیست.  ما می توانیم با آمریکا بر سر تقسیم منافع دراز مدت جهان با هم توافق کنیم و این توافق نه حرام است و نه زشت. بلکه به لحاظ شرایط و خواسته های آرمانی ما خوب هم هست. خلاصه توافق ما با آمریکا می تواند این باشد که طی یک توافق ده ساله ما دست از شعار ضد آمریکا و حتی ضد اسرائیل دست برداریم همان گونه که دست از شعار بر مرگ شوری دست بر داشتیم و اتفاقی نیفتاد و آمریکا هم به ما کاری نداشته باشد.

 اما در پشت صحنه بدیهی است که او ما را رصد می کند و ما او را. ما هرگز جانب احتیاط را از دست نخواهیم داد. چنان که آمریکا هیچ وقت از نقشه کشیدن و توطئه علیه ما دست بر نخواهد داشت.

مذاکره با آمریکا به تابو تبدیل شده است بیایید عاقلانه این تابوی خود ساخته را بشکنیم. اساس تدبیر خداوند در خلقت و اداره هستی بر تغییر پیوسته و تفاوت بنیاد نهاده شده است. بیایید ما نیز با اراده و تقدیر خداوند همراه شویم. مقاومت در برابر تغییر بر خاسته از تقدیر سبب شکست است نه پیروزی. داشتن انعطاف لازم در شرایط متفاوت نشانه خردمندی است نه بی خردی. نشانه تدبیر است نه بی تدبیری. نشانه آگاهی است نه ناآگاهی.

آمریکا مانند انسان درشت هیکل قلدر و کم عقلی است که در همسایگی ما زندگی می کند و اسلحه گرم و تیغ برنده هم در اختیار دارد. هر لحظه ممکن است دستش را روی ماشه فشار دهد. ما خانه خود را تغییر داده و از او دور شده ایم ولی او دوباره به همسایگی ما آمده است. به حکم آیه شریفه « و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما» دوستی ظاهری با چنین فردی بهتر از دشنمی با اوست. سلامتی ما در دوستی ظاهری و مدارای با اوست نه در تحریک و دشمنی آشکار با او.

نویسنده از نظرات منتقدانه اما منصفانه اهل نظر به گرمی استقبال می کند.

پیروز باشید.