مسئولیت های بزرگ و خطاهای بزرگتر
24 بازدید
تاریخ ارائه : 8/3/2013 2:12:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

مسؤلیت­های بزرگ و خطاهای بزرگتر

در همه کشورهای جهان و در کشور ما و در نظام جمهوری اسلامی برخی نهادها و سازمان­ها بر اساس قانون اساسی با وظیفه­ ای مشخص و معلوم وجود دارند که مسؤلیت و وظیفه آن­ها بسیار مهم و خطیر است به اندازه­ای که می­توان گفت بقای کشور، حفظ ملت و نظام به بقا و قدرت و قوت آن­ها بستگی دارد. وظیفه برخی از این نهاد­ها و سازمان­ها نگهبانی، نگهداری و دفاع از کیان کشور، ملت و نظام است و خدمت در آن­ها و همکاری با آن­ها برای همه مردم افتخار است. این نهادها از نوعی قداست نیز در میان مردم و مسؤولان برخوردار هستند. هیچ یک از مسؤلان، نخبگان، نهاد­ها، و ...در ضرورت وجود و بقای آن­ها هیچ گونه شک و تردیدی ندارد. بر همه افراد و آحاد ملت لازم و واجب است که حرمت این سازمان­ها را حفظ کنند و از هر گونه سخن، رفتار، طرح، نقشه، لایحه و عملی که به گونه­ای سبب تضعیف یا حرمت­شکنی یا خدشه در قداست آن­ها باشد پرهیز کنند و از هر گونه سخن، رفتار، طرح و لایحه و نقشه و عملی که سبب افزایش قدرت و حرمت و قداست و ... آن­ها شود دریغ نکنند. همه مردم باید در حمایت، پشتیبانی، تقویت و ...آن­ها بکوشند. خلاصه سخن آن­که هم وجود آن­ها بسیار بنیادی، مهم و خطیر است و هم وظیفه و مسؤلیت آن­ها و هم حفظ حرمت آن­­ها.

طبیعی است که مسؤولان و افراد مشغول به خدمت و کار در این سازمان­ها بنا به وظیفه قانونی خود باید برای بقای کشور،ملت و نظام دلسوز باشند و تلاش کنند.

نظر به اهمیت راهبردی و وظیفه خطیر آن­ها طبیعی است که اگر خطایی هم مرتکب شوند بسیار مهم و سنگین و زیان­آور و چه بسا غیر قابل بخشش خواهد بود. از این رو ارتکاب خطای فردی، جمعی و سازمانی در این نهاد­ها مجازات سنگینی هم به دنبال دارد.

بدیهی است که هر یک از نهاد­ها و سازمان­ها بر اساس قانون اساسی وظیفه­ای معین و مشخص دارند و موظفند در چار چوب وظایف سازمانی خود فعالیت کنند.

با این وجود چند سالی است برخی از این نهاد­ها بیش از وظیفه و اندازه قانونی خود برای کشور،ملت و نظام دلسوزی کرده و پا را از اندازه مشخص شده در قانون اساسی فراتر گذاشته و وارد حوزه ­های دیگر مانند حوزه­ های فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی که وظیفه سازمان­ها و نهادهای دیگر است شده­اند. این ورود و فعالیت و دخالت بدان اندازه رسیده است که حتی فراتر از سازمان­هایی است که این حوزه­ها مسؤولیت و وظیفه مستقیم و اصلی آن­ها است. این سازمان­ها با آن­که فعالیت در این حوزه ­ها وظیفه مشخص و مستقیم آن­ها نبوده با این جود گاهی کارهای مهم و بزرگی انجام داده ­اند که به جای خود جای تشکر و تقدیر! دارد. اما گاهی هم در همین حوزه ­ها مرتکب خطاهای بسیار بزرگ و راهبردی شده­اند که به هیچ وجه قابل بخشش نیست حتی با مجازات افراد و قسمت­های وارد شده در این امور. خطاهای این سازمان­ها در حوزه ­هایی که وظیفه آن­ها نبوده گاهی زیان­های بسیار سنگین و غیر قابل جبران به ملت، کشور و نظام وارد کرده است.

بدیهی است که هر چه مسؤولیت مهم­تر و خطیرتر باشد، خطاها نیز بزرگتر، سنگین­تر و زیان­بار تر است. برخی  از زیان­ها به اندازه­ای است که حتی با مجازات خطاکاران و طی سالیان دراز نیز قابل جبران نیست. یکی از این زیان­ها و پیامدهای سوء این دلسوزی بیش از اندازه و دخالت بی­جا شکستن و کاهش حرمت و قداست آن­­ها است. در نتیجه نسل کنونی و نسل­های آینده دیگر آن حرمت و قداست و اهمیت را برای آن­ها قائل نیستند و تبلیغ­های مکرر و خود قدسی انگاشته سودی ندارد. چون مردم خطاهای بزرگ و سنگین آن­ها را در حوزه­هایی که وظیفه­شان نبوده دیده­اند. از آن­جا که خود کرده را تدبیر نیست، شایسته، بهتر و حتی لازم و واجب است که این سازمان­ها و نهاد­ها تا دیر نشده و زیان­ها و خسارت­ها از این که هست بیشتر نشده و قداست و حرمت آن­ها بیشتر از این نشکسته به همان وظایف قانونی خود بسنده کرده از دلسوزی بیش از اندازه و دخالت در حوزه­های دیگر پرهیز کنند. جای خوش وقتی و شادمانی است که مسؤلان این سازمان­ها در سال­های اخیر به برخی از خطاهای خود  و زیان­های وارده به کشور، ملت و نظام از سوی آن­ها آگاه شده و اندکی دخالت خود را کاهش داده­اند.

محمد الله اکبری 10/5/1392