امیرمؤمنان(ع)؛حکیمی ناشناخته،اندیشمندی گمنام
33 بازدید
تاریخ ارائه : 7/27/2014 3:37:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

دکتر محمدالله اکبری عضو هیأت‌علمی جامعۀالمصطفی

این یاد داشت روز 18 رمضان 1435 در روزنامه قدس چاپ شده است

امیرمؤمنان(ع)؛حکیمی ناشناخته،اندیشمندی گمنام

امام‌علی(ع) در طول تاریخ از جهات مختلف و به‌ویژه از جنبۀ علم و حکمت، ناشناخته مانده و اندیشه¬ها، رفتار، گفتار و کردار ایشان، درست واکاوی نشده است. بسیاری از دانشمندان بر سخنان آن حضرت شرح نوشته¬اند، ولی اغلب، اندیشه و عمق سخنِ آن حضرت را درنیافته اند.

در درازای زمان، ظلمی تاریخی و تکراری در حقّ آن حضرت روا داشته شده و هنوز هم می¬شود. هرکس در حد درک و فهم خود، آن‌حضرت را در دایرۀ خودش محدود و محصور کرده است. مداحان و واعظان، آن گرامی را در حدّ یک‌پهلوان دلیر و شکست‌ناپذیر، صوفیان او را در منظری دل‌خواه، و زاهدان او را در حدّ یک‌زاهد گوشه¬نشین، به تصویرکشیده¬اند. اهل‌سنّت نیز آن گرامی را در حدّ یک‌صحابیِ معمولی معرفی کرده‌اند که جز نسبتِ خویشاوندی با پیامبر، فضیلت چندان دیگری ندارد و حداکثر جایگاهی‎که برایش دیده‌اند، ثروتمندی است که از ثروتِ خود به فقیران می¬بخشد و بر آنان ترحّم می¬کند. او نه‌تنها در زمان زندگی خود مظلوم بود و کسی او را درک نکرد، بلکه پس از مرگش، مظلوم¬تر هم شد، امّا به‌جای کوشش برای شناخت درستش، پیرایه¬هایی از وهم و خیال ساخته، بر قامتش ساز آوردند.
خلاصۀ کلام آن‌که منازعاتِ فرقه¬ای و دانشِ کم و جهلِ بسیار، سبب شده که خواسته یا ناخواسته، ظلمی تاریخی و مضاعف در حق آن‌حضرت روا داشته شود و هرکس فقط از عینک و نگاه ویژۀ خود او را ببیند. او امام انسان و انسانیّت است، ولی ما او را نه به امام مسلمانان، که به امام یک‌فرقه تبدیل کرده¬ایم. او راهنمای همۀ بشریّت است. رحمت خداوندی است بر همۀ انسان¬ها، ولی ما او را به‌ وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌های شخصیِ خود بدل کرده¬ایم.
آن‌حضرت، اقیانوس حکمت است که گاهی قطره¬ای از دریای دانش و حکمتش به بیرون درز کرده است. نورافشانِ بزرگی چون خورشید است که جهل عظیم انسان¬ها سبب شده نور حکمتش حبس شود و گاهی پرتوی از آن، دنیای تاریکِ بشر را روشن کند.
سخنان او در نهج البلاغه و کتاب¬های دیگر به‌درستی فهمیده نشده است. شارحان غالباً برای فهم معنا و محتوای کلامش، کوششِ کافی نکرده¬اند و او را شخصی مثل خود یا کمی عالم¬تر فرض کرده¬ و بر این‌اساس، سخنانش را شرح کرده¬اند. در میانۀ این‌کوشش¬ها، بیشتر شخصیت و سخن و سیرۀ آن گرامی ناشناخته مانده است. از این‌رو برخی که چیزکی فهمیده و ناتوان از درک کامل او بوده‌اند، از روی عجز، نسبتِ فرازمینی و الوهیّت به او داده‌اند و درواقع حقارت و کوچکیِ خودشان و عدم‌شناخت درستِ آن حضرت، سبب شده تا نسبتِ ناروا به او بدهند.
دایرۀ درک، فهم، دانش و حکمتِ آن‌حضرت، بسیار وسیع بوده و هست. اندیشه و تفکرش عالی و متعالی بوده و هست. حتی امروز هم که بشر در تکاپوی بهره¬مندی از اندیشه، حکمت، و دانش و عقل بشری است، توجهی به اندیشه و راه و روش او ندارد، یا کمتر دارد. آن‌حضرت، راهِ درست اندیشیدن، درست زیستن، درست مردن، ارزش والای انسانی، مسیر پیش‌روی بشریت در دو جهان، راه سعادتمندی دو جهانیِ بشر و... را ترسیم کرده است. حتی برای مشکلاتِ روزمرۀ انسان، راه‌حل و راه¬کار عملی داده است؛ چنان‌چه نامۀ امام به مالک‌اشتر، صرفاً یک‌ نامۀ سیاسی یا اداری نیست، بلکه یک دستورالعمل حکومتی است که مراعاتِ آن و عمل به آن می‌تواند از نفوذِ فساد به دستگاه اداریِ دولت پیش‌گیری کند، ریشه¬های فساد اداری را بخشکاند، زمینه¬های فروپاشیِ دولت و جامعه را از میان ببرد، بقا و دوام یک دولت و یک جامعه را تضمین کند، و پیشرفت و شکوفایی علمی، فکری، فرهنگی، اقتصادی، معنوی، امنیت، آزادی، و برقراری عدالت را در جامعه فراهم و ضمانت کند. شارحان فقط در حدّ شرح لغت¬ها آن را شرح کرده و توضیح داده¬اند. لازم است گروهی از کارکشته¬ترین دیپلمات¬های سازمان‌ملل آن را شرح کنند تا بتواند درک و فهم شود و برای انسانِ امروزی، دستور‌العمل و آئین‌نامه¬ای روشن و کارآمد شود برای اصلاح ساختارِ اداری و زمینه¬سازی بهبود عملکرد سازمان. آن اقیانوس حکمت و دانش، قطره¬ای از دریای حکمت سیاسی و اداری خود را در این عهدنامه¬ ریخته و به انسان ارائه کرده است. در این عهدنامه، زمینه¬ها و عوامل ضعف و فروپاشی، و نیز زمینه¬ها و عوامل پیشرفت و شکوفایی و بقا و دوام ‌دولت‌ها و ‌تمدن‌ها و ‌جامعه را به‌روشنی بیان کرده است؛ یعنی مسائلی که دانستن آن‌ها کافی نیست، بلکه برای اصلاح و پیشرفت امور، درک و فهم و عمل به آن‌ها شرط است.
امروزه که فرصت تاریخی برای شیعیان فراهم شده، وقت آن است که بکوشیم با روش درست، آن‌حضرت را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم.

انتهاي خبر/ قدس آنلاين / کد خبر: 223093