حسین شناسی ما و حسین شناسی امویان
80 بازدید
تاریخ ارائه : 11/4/2014 12:02:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

همسویی حسین شناسی ما و امویان

شهادت جانسوز امام حسین(ع) و یارانش با آن صورت فجیع و اسارت اهل بیت آن حضرت و جشن­های پیروزی یزید در برخی شهرها وجدان خفته جامعه آن روز اسلامی را تا حدی بیدار کرد. سخن گفتن از شهادت امام و زمینه­ها و عوامل آن نزد بزرگان و توده مردم نقل کلام هر محفل و هر کوی و برزن شد. دستگاه حکومت اموی که با تبلیغات فراوان کوشیده بود خود را برابر با خدا نشان دهد و هر گونه مخالفت با خود را مخالفت با خدا و دین خدا جلوه دهد، دریافت که مردم تبلیغات و سیاست او را در خارج از دین خواندن امام حسین نپذیرفته اند. از این رو آگاهانه کوشید تا با یک سیاست و خط تبلیغاتی جدید یزید را از گناه قتل امام حسین(ع) تبرئه کند و آن حضرت را در قیام خود مقصر جلوه دهد.

وعاظ و مبلغان حکومت اموی در منابر و خطبه های نماز جمعه و جماعت دست به کار شدند و در نخستین گام کوشیدند تا چهره تازه ای از امام حسین معرفی کنند. چهره ای مغرور، مستبد به رای، مشورت ناپذیر، کله شق، غیر منطقی، غیر عقلانی و .... بدین منظور اخباری ساخته و به امام و دیگران نسبت دادند تا بتوانند چهره تازه معرفی شده را جا بیندازند. چهره کسی که به نصیحت بزرگان و عالمانی چون عبد الله عمر، عبد الله زبیر، عبد الله مطیع و حتی بستگان خود چون عبد الله عباس و از آن فراتر حتی به نصیحت برادر خود محمد حنفیه گوش نمی دهد. امویان کوشیدند و هفته ها و ماه ها و سالها در بوغ تبلیغاتی خود دمیدند اما جامعه خفته آن روز با همه خمودگی اش چهره غیر منطقی ارائه شده از سوی دشمن را برای امام حسین  نپذیرفت. جامعه آن روز آن حضرت را پیرو دین جدش و شخصیتی معقول و منطقی می دانست. نشان آن بهره برداری قیام کنندگان بعدی چون توابین و مختار و ابن زبیر از مرام و حقانیت و خون آن حضرت در راستای قیام خود بود. نیز پیوستن توده مردم به قیام های یاد شده نشان دیگری بود از نپذیرفتن جامعه چهره تازه معرفی شده امام  از سوی حکومت اموی را.

امروزه برخی از بزرگان ما که منصب امامت موقت جمعه پایتخت را هم دارند و بسیاری از میانگان که دارای مناصب سیاسی هستند برای بقاء در منصب خود یا ارتقاء به منصبی بالاتر دانسته یا ندانسته از روی آگاهی و عمد یا از روی غفلت و جهل چهره ای از امام حسین معرفی می کنند دقیقا مطابق با همان چهره ای که یزید می کوشید تا معرفی کند. آنان شاید خود آگاه نیستند که برای غلبه بر حریف داخلی که مصمم به ادامه مذاکره با دشمن است چه چهره ای از امام خود به جامعه امروز ارائه می کنند. برخی امروزه با تمام توان و بهره برداری از امکانات رسانه ای که در اختیار دارند می کوشند تا واقعیت های تاریخی و عقلانی و شرعی و عرفی زندگی امام حسین را وارونه نشان دهند. به بهانه عزت و سربلندی امام حسین بار دیگر آن حضرت به مسلخ و قربان گاه می برند و او را غیر عقلانی، مستبد به رای و مشورت ناپذیر نشان می دهند!! واعجبا، شگفتا! یزید دشمن امام بود و از او انتظاری جز تخریب چهره امام برای هموار کردن جنایت خود نمی رفت. شما که مدعی دوستی امام هستید چرا همان کار یزید را تکرار می کنید؟ آیا بقا در یک منصب یا رسیدن به منصبی بالاتر آن قدر می ارزد که به قصد غلبه بر حریف داخلی کار یزید را تکرار کنید!!!

امروزه بلندگوها، رسانه ها و روزنامه ها پر است از سخنان طیفی خاص و کسانی که با فریاد بلند در این بوغ ها می دمند و واقعیت ها تاریخی را وارونه می کنند که امام حسین هیچ گاه با دشمن مذاکره نکرده است؟ آیا منازعه ای در تاریخ سراغ دارید که بدون مذاکره پایان یافته باشد؟ آیا مذاکره نکردن با دشمن، کاری عقلانی، عرفی، منطقی، دینی، انسانی و ... است؟ یا کاری غیر منطقی، غیر عقلانی، غیر عرفی، غیر دینی، غیر انسانی و....

آیا نامه ها و مکاتبات دو سویه امام با معاویه را نخوانده اند؟؟ آیا حر بن یزید که یکی از فرماندهان عالی رتبه سپاه یزید است و برای رهگیری امام حسین اعزام شده و معمولا حاکم مطمئن ترین فرد خود را برای ماموریتی مهم می فرستد، دشمن یا نماینده دشمن نیست؟؟ نماینده یزید نیست؟ آیا امام با او مذاکره نکرد و به توافق نرسید؟ امام پس از برخورد با حر با او گفت و گو کرده و توافق کرد که به راهی بروند که نه به مدینه برسد و نه به کوفه تا فرمانی جدید از فرماندهش برسد و حدود یک هفته با هم حرکت می کردند تا به کربلا رسیدند. ایا کسی غیر از حر امام را واداشت که در کربلا توقف کند؟؟

آیا امام با عمر سعد در کربلا مذاکره نکرد؟ پس نامه های مکرر عمر سعد به ابن زیاد و استفسار از او در باره وضعیت جدید چیست؟ اگر مذاکره نبود و راه حلی جز جنگ پذیرفته نمی شد که نیازی به استفسار نبود؟؟ دستور جنگ که پیش از این صادر شده بود؟ آیا ممکن است فرماندهی عالی رتبه دروغی را به حریف نسبت دهد و برای فرمانده مافوقش بفرستد که اگر دروغش فاش شود جان خود را از دست می دهد؟

آیا گزارش های منابع معتبر تاریخی به ویژه منابع معتبر شیعی همه را بدون هیچ دلیل منطقی نادیده می گیرید؟ اگر چنین است می توان حتی اصل واقعه کربلا را هم نادیده گرفت؟

امام حسین امام عقل و منطق و خرد و هدایت است. روش و منش او همان روش و منش پیامبر است. قیام او برای زنده کردن سیره و سنت جدش پیامبر است. مگر پیامبر با دشمنش مذاکره نمی کرد؟ مگر قسمتی از سیره جدش مذاکره با دشمن خونی نبود. شما یک مورد در سیره نبوی پیدا کنید که پیامبر قصد رویارویی با دشمنی داشته باشد و پیش از جنگ گفت و گو نکرده باشد؟ مگر پیامبر با کفار قریش که 21 سال با آن حضرت جنگیده بودند مذاکره نکرد و صلح حدیبیه را که فتح مبین نامیدند منعقد نکرد؟ حتی به آنان باج هم داد؟ مگر امام علی و امام حسن با معاویه مذاکره نکردند؟ مگر امام علی با اصحاب جمل و طلحه و زبیر و خوارج مذاکره نکرد؟ مگر ائمه دیگر با شاهان زمانه خود گفت و گو نکردند؟ آیا اگر امام حسین مذاکره می کرد دیگر عزیز نبود؟ ذلیل می شد؟ و اگر مذاکره نمی کرد عزیز بود!!!  سخنان امام را در روز عاشورا یک بار دیگر مرور کنید چند بار خود را و مرام خود را معرفی می کند و از آنان می خواهد که از کشتن او بگذرند. اگر آن قوم گمراه حاضر به مصالحه می شدند امام چه می کرد؟ آیا ذلیل می شد؟ بنا بر منطق شما همین درخواست امام برای نکشتنش نشان ذلت است! امام حسین پیرو عقل و منطق است. شما چرا اصرار دارید او را غیر منطقی و غیر عقلانی جلوه دهید؟ شما با چه استدلالی حاضر شده اید برای منازعه با رقیب داخلی و پیروزی بر او حتی امام خود را قربانی اهداف و خواسته های غیر منطقی خود کنید؟ امام حسین تنها در برابر خواسته ابن زیاد که از او خواسته است به حکم امیر تسلیم شود، فریاد هیهات منا الذله سر داد؟  تسلیم به حکم امیر در ادبیات تاریخ عرب و اسلام معنایش روشن است. یعنی مغلوب به حکم فرمانده غالب تسلیم شود که اگر بخواهد بکشد اگر بخواهد ببخشد. ابن زیاد که نسبی فرومایه دارد قصد دارد با این عمل خود را بزرگ جلوه دهد. آقایان تارخ ناخوانده خود را مورخی بزرگ دانسته اید؟ وای بر ما که هر روز و هر هفته پای سخنان شما در نماز جمعه و جماعت می نشینیم! امویان قصد داشتند آگاهانه چهره امامان و بزرگان اهل بیت را تخریب کنند، شما چرا؟

منطق خدا و دین و عقل و شرع این است که ما پیرو خدا و پیامبر و امام و دین باشیم نه آن که دین و خدا و پیامبر و امام را مطابق خواسته های خود تفسیر و تبیین کنیم؟ آنان را جوری تفسیر کنیم تا با خواسته های موافق شود؟ آقایان کجا می روید؟ ایا وقت تامل و باز گشت فرا نرسیده است؟ ایا من و شما مخاطب أرأیت من اتخذ الهه هواه نیستیم؟؟؟؟ آیا ما مخاطب نهی از تفسیر به رای نیستیم؟ آیا نهی از تفسیر به رای منحصر به قرآن است؟ آیا در قرآن آیه ای در باره مذاکره با دشمن و پایان دادن به جنگ در صورتی که دشمن تقاضای پایان آن را داشته باشد وجود ندارد؟ چرا می کوشید از امام حسین چهره ای بسازید که غیر منطقی، غیر عقلانی، مخالف قرآن و سیره نبوی باشد؟ به خود آیید و به خود رحم کنید و به امام حسین هم رحم کنید؟ قیامتی هم هست؟ جامعه امروز چهره ای را که شما از امام حسین معرفی می کنید نمی پذیرد. تجدید نظر بفرمایید. چرا صدای مراجع عظام حوزه در نمی آید؟ چرا فریادشان بلند نمی شود؟ چرا از اهل بیت و دین و مذهب دفاع نمی کنند؟ تا کی باید صبر کنند؟ دارد دیر می شود؟ وقتی حسین را دو باره پشت میز ریاست و در کف خیابان ها قربانی کنند و مرام و روش او را وارونه جلوه دهند؟