شرایط سیاسی فرهنگی عصر امام هادی (ع)
41 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره
مصاحبه کننده : رضوانی نیا
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خراسان شنبه 1390/08/21 شماره انتشار 17980
تعداد شرکت کننده : 0

خراسان > انديشه > شرايط سياسي فرهنگي عصر امام هادي (ع)

 

درگفت وگو با حجت الاسلام ا... اکبري رئيس پژوهشکده تاريخ و سيره اهل بيت (ع) مطرح شد

شرايط سياسي فرهنگي عصر امام هادي (ع)

خراسان - مورخ شنبه 1390/08/21 شماره انتشار 17980
نويسنده: رضواني نيا

 

امروز ۱۵ذي الحجه سالروز ولادت امام هادي (ع) است. اين امام همام که در دوره ۶تن از خلفاي عباسي مي زيستند، بخشي از دوران امامت را در مدينه و بخشي را در سامرا سپري کردند. حضور امام (ع) در سامرا در پي تغيير سياست عباسيان نسبت به ائمه (ع) و علويان بود. آنان پس از آن که از دوره مامون به ظاهر سياست مدارا را در پيش گرفتند و حتي ولايت عهدي را بر امام رضا(ع) تحميل کردند، دوباره در عصر متوکل چرخشي در رفتار خود صورت دادند و سياست خشونت را بي پرده در پيش گرفتند. حجت الاسلام ا...اکبري رئيس پژوهشکده تاريخ و سيره اهل بيت (ع) به مناسبت سالروز ولادت امام علي النقي (ع) شرايط سياسي و فکري عصر امام هادي (ع) را توضيح داد.

بني عباس از ولايت عهدي احساس خطر کرد

وي به شرايط سياسي ائمه اطهار(ع) به ويژه امام هادي (ع) پس از ولايت عهدي امام رضا(ع) اشاره کرد و گفت: پس از امام رضا(ع) و ماجراي ولايت عهدي ايشان ائمه بعدي به ابن الرضا(ع) شهرت يافتند.پس از ولايت عهدي برخي سياست مداران عباسي اين خطر را احساس کردند که ممکن است ماجراي ولايت عهدي دوباره تکرار شود يا به نحوي شخصي به دنيا آيد که دو رگه علوي و عباسي باشد و او به خلافت برسد. احتمالا غرض مامون از فراهم کردن زمينه ازدواج دخترانش با امام رضا(ع)و امام جواد(ع) اين بوده است که فرزندي از اين امامان متولد شود که دو رگه علوي - عباسي باشد تا بين اين دو قبيله مودت ايجاد شود و با خلافت چنين فردي، منازعه دامنه دار ميان آن ها به پايان برسد. سياست مداران بني عباس از وجود چنين نگرشي احساس خطر مي کردند بنابراين از نزديک شدن ائمه اطهار (ع) به خليفه عباسي و خلافت پيشگيري مي کردند و ائمه (ع) را تحت نظر کامل قرار مي دادند.

پس از مامون جريان سومي به وجود آمد

ا...اکبري خاطرنشان کرد: آن جريان فکري و سياسي که در عصر امام رضا(ع) آن حضرت را به ولايت عهدي رساند، ديگر در اين دوران وجود نداشت. به تعبير ديگر خليفه بعد يعني معتصم عباسي دريافته بود که در بدنه حاکميت دو جريان سياسي باهم درگيرند که يکي جريان سياسي ايراني است که مامون را به حکومت رساند و يکي جريان سياسي عربي است که در مقابل او است.مرگ مامون پس از آن بود که فضل بن سهل کشته شد، طاهر ذواليمينين از دنيا رفت و امام رضا(ع) نيز به شهادت رسيده بودند.يعني موانع از سر راه حکومت عباسي به گونه اي برداشته شده است اما معتصم که به خلافت رسيد، تصميم گرفت براي کنترل اين دو جريان سياسي در درون حکومت، جريان سومي را به وجود آورد بنابراين او تعداد زيادي از غلامان ترک را خريد، به آنها آموزش داد و از آنها يک گارد ويژه حکومتي ايجاد کرد و بر آن تکيه کرد و با اين کار عملا قدرت نظامي و اجرايي را از دست دو جريان قبلي گرفت.

جريان سوم نقش محوري را برعهده گرفت

وي ادامه داد: دو سال از حکومت متوکل گذشته بود که اين جريان سوم در حکومت نقش محوري را برعهده گرفت و قدرتمند شد و آن دو جريان ديگر سعي مي کردند در اين جريان سوم نفوذ کنند.اين جريان سوم يعني غلامان ترک پس از قدرتمند شدن، به دو گروه تقسيم شدند که اين دو حزب پيوسته با هم درگير بودند و دو جريان عربي و ايراني در اين دو حزب تاثيرگذار بودند.

فضاي فکري عباسيان در عصر متوکل تغيير يافت

وي به فضاي فکري عصر امام هادي(ع) اشاره کرد و يادآور شد: تا زماني که معتصم و پسرش واثق زنده بودند، فضاي فکري جامعه عقل گرايانه و هنوز معتزله سرکار بود و عقل گرايان نفوذ داشتند. حکومت و دستگاه خلافت طرفدار آزادمنشي و عقل گرايي و آزادي فکري بود. اين فضا از قبل وجود داشت و در عصر مامون به اوج خود رسيد و تا عصر متوکل در سال ۲۳۲ ه.ق ادامه يافت. از اين زمان فضاي فکري جامعه تغيير يافت.او تمام عقل گرايان را از مناصب حکومتي برکنار کرد و معتزله را کنار گذاشت و طرفداران نقل گرايي را به مناصب حکومتي منصوب کرد. اگر چه جريان عقل گرا از سطح جامعه به ظاهر کنار رفتند اما همچنان در محافل غيررسمي، مباحثات و مناظرات فکري آن ها ادامه يافت.

جريان عقل گرايي در عصر متوکل کنار رفت

نفوذ مکتب کلامي نقل گراي اهل سنت در دستگاه عباسي سبب شد که به طور کلي عقل گرايي به تدريج فروکش کند. در ايجاد اين شرايط احمد حنبل نقش مهمي را ايفا کرد. او راه ميانه اي را در پيش گرفت تا هم از عقل گرايي محض پيشگيري کند و هم نقل گرايي محض بر جامعه حاکم نباشد. اما بعدها پيروان او صرفا به بخش نقل گرايي تکيه کردند. اين دگرگوني فضاي جامعه به لحاظ فکري است. از سويي در درون حکومت عباسي به لحاظ سياسي نيز دگرگوني جدي پديد آمد، دو حزب سياسي قدرتمند يعني عربي و ايراني کنار گذاشته شدند و جريان سومي در جامعه پديد آمد. اين جريان سوم براي خوش خدمتي به عباسيان فعاليت هاي ضدعلوي فراواني انجام دادند.ا...اکبري با اشاره به سخت گيري ها عليه علويان و ائمه اطهار(ع) در عصر متوکل گفت: احتمالا سخت گيري عليه علويان در اين دوره به اين دليل بود که از نفوذ دوباره آن ها در دستگاه خلافت عباسي پيشگيري شود. به همين دليل است که در عصر متوکل به عنوان نمونه گنبد و بارگاه امام حسين(ع) ويران شد، ماليات هاي زيارت را افزايش دادند و آرام آرام راه زيارت را بستند و بعدها انگشت و دست کساني را که به زيارت مي رفتند قطع مي کردند.

احضار امام هادي(ع) به سامرا

به همين دليل مي توان گفت عصر متوکل از سخت ترين دوره ها براي ائمه اطهار(ع) و شيعيان محسوب مي شود چون سخت گيري عليه آن ها به شدت افزايش يافت، به گونه اي که شيعه به شدت دچار سختي و تنگنا شد. در چنين شرايطي امام دهم(ع) به سامرا احضار شدند. متوکل، امام هادي(ع) را از مدينه به سامرا که آن زمان پايتخت عباسيان بود، احضار کرد تا آن حضرت را از نزديک تحت نظر داشته باشد.در اين دوران هرچند که به طور رسمي مباحث عقلي محدود شد اما در محافل غيررسمي هم چنان اين گفت وگوهاي علمي ادامه يافت و بحث حادث يا قديم بودن قرآن هم چنان مطرح بود. در اين زمينه از اصحاب ائمه اطهار(ع) سوال مي شد و شاگردان و اصحاب ائمه به اين مباحث پاسخ مي دادند و کاملا با فضاي علمي جامعه همراه بودند.

تاثيرات ولايت عهدي در عصر ائمه بعد از امام رضا(ع)

بنابراين مي توان به اين نتيجه رسيد که در چنين فضاي علمي و سياسي نمي توان درباره تاثير ولايت عهدي در رفتار حکومت و خلفا با ائمه اطهار(ع) چندان صحبت کرد و به جاي اين که شاهد تاثيرات مثبت اين مسئله باشيم اتفاقا تاثيرات منفي آن را به دليل بدبيني که برخي از سران و سياست مداران عباسي پيدا کرده بودند، مي بينيم. در عصر مامون و معتصم فضا براي شيعيان ملايم تر بود و آن ها تا حدي به علويان فرصت تنفس مي دادند اما در عصر متوکل فضا کاملا خفقان آور و بر ضد شيعيان بود. متوکل تحت تاثير اهل حديث به دنبال آن بود که راه را بر شيعيان ببندد و تا آن جا که مي تواند به آن ها سخت گيري کند.

اوج سخت گيري ها عليه ائمه در عصر امام هادي(ع) بود

وي با اشاره به اين که در عصر امام هادي(ع) آن حضرت و شيعيان در شرايط بسيار سختي به سر مي بردند، گفت: در عصر امام رضا(ع) به ويژه به دليل ولايت عهدي گشايشي پديد مي آيد و مامون به دنبال نزديک کردن خود به اهل بيت (ع) به ويژه امام رضا(ع) است و حتي زمينه ازدواج دخترش را با امام جواد(ع) فراهم مي کند تا به نوعي نسبت خوني هم با آن حضرت پيدا کند. اما در عصر متوکل، گويا خلفاي عباسي به اين نتيجه مي رسند که فقط بايد با سخت گيري عمل کنند. به همين دليل است که امام هادي(ع) و امام حسن عسگري(ع) به پادگاني نظامي تبعيد شدند و سال ها در زندان به سر بردند و حتي نمي توانستند به طور مستقيم با شيعيان ارتباط برقرار کنند. به ويژه اين که فضاي فکري جامعه هم تغيير يافت و جريان عقل گرايي که مقداري تسامح داشت، از بين رفت و با روي کار آمدن نقل گرايان و ائتلاف آن ها با خلفاي عباسي، سخت گيري نسبت به ائمه اطهار(ع) و اصحابشان نسبت به قبل چند برابر شد. تا جايي اين سخت گيري ها ادامه يافت که احساس مي شد حکومت مي خواهد کار شيعيان را يکسره و آن ها را حذف کند. به عنوان مثال مرقد امام حسين(ع) که اين قدر براي شيعيان اهميت دارد، ويران مي شود. متوکل آن جا را شخم مي زند و گندم مي کارد. حکومت به دنبال آن بود که آثار ائمه(ع) و علويان را به طور کامل از بين ببرد. به همين دليل است که گفته مي شود اوج سخت گيري ها عليه ائمه(ع) و علويان در عصر امام هادي(ع) است. با اين حال واهمه بني عباس از علويان هم چنان ادامه يافت چون آ ن ها مي دانستند که سادات همواره بايد مورد احترام باشند، چون فرزندان رسول ا...(ص) هستند. اما اقتضائات حکومتي آ ن ها اين بود که علويان را محدود کنند و تحت فشار قرار دهند.

متوکل جانش را در راه سخت گيري عليه علويان از دست داد

حتي متوکل جانش را در راه سخت گيري عليه علويان از دست داد. او و خطبا، وزرا، کارمندان و کارگزارانش به اهل بيت(ع) به ويژه امام علي(ع) و حضرت فاطمه(س) اهانت مي کردند و خود او به اين فضا دامن مي زد و حتي در جلسات رسمي هم به اهل بيت(ع) توهين مي کرد و اين امر موجب شد پسرش عليه او کودتا کند و متوکل را بکشد چون منتصر مي خواست جريان اين اهانت ها را قطع کند. اگرچه پسر متوکل يعني منتصر چندان هم دوستدار اهل بيت (ع) نبود ولي اوج اين فضاي خفقان آور طوري بود که او وادار شد جلوي اين زياده روي ها را بگيرد.