نحوه مواجهه امام محمد باقر(ع) با نحله های مختلف فکری و مذهبی
32 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره
محل مصاحبه : رضوانی نیا
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : روزنامه خراسان پنج‌شنبه 1390/08/12 شماره انتشار 17974
تعداد شرکت کننده : 0

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/08/12 شماره انتشار 17974

خراسان > انديشه > نحوه مواجهه امام محمد باقر(ع) با نحله هاي مختلف فکري و مذهبي

 

 

در گفت و گو با رئيس پژوهشکده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) بررسي شد

نحوه مواجهه امام محمد باقر(ع) با نحله هاي مختلف فکري و مذهبي

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/08/12 شماره انتشار 17974
نويسنده: رضواني نيا

 

فردا هفتم ذي الحجه سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) امام پنجم شيعيان است. در دوران ۲۰ ساله امامت آن حضرت گروه هاي متعدد فقهي، کلامي، حديثي و نحله هاي مختلف فکري و مذهبي مانند خوارج و مرجئه فعاليت داشتند که نحوه مواجهه و برخورد آن حضرت با اين گروه ها خواندني و تامل برانگيز است. حجت الاسلام محمد ا...اکبري رئيس پژوهشکده تاريخ و سيره اهل بيت در گفت وگو با ما به بررسي مواجهه امام با اين گروه ها پرداخت که در ادامه مي خوانيد.

گسترش قلمرو اسلامي زمينه آشنايي مسلمانان را با افکار و انديشه هاي ديگر فراهم کرد

رئيس مرکز تاريخ و سيره اهل بيت(ع) در اين گفت وگو به گروه هاي فکري و ديني که در عصر امام محمدباقر(ع) فعاليت داشتند و نحوه مواجهه و واکنش امام نسبت به آن ها اشاره کرد و گفت: در مدت ۲۰ سال امامت آن حضرت که از سال ۹۴ يا ۹۵هجري قمري آغاز شد و تا سال ۱۱۴ هجري قمري ادامه داشت، قلمروي جهان اسلام گسترش يافت. شمال آفريقا، شرق ايران و بخش هايي از شبه قاره هند فتح شد و اين گسترش سرزميني مسلمانان را با افکار و انديشه هاي ديگر آشنا و زمينه شکل گيري برخي از گروه هاي فکري و ديني را فراهم کرد.

وي با اشاره به شکل گيري گروه هاي حديثي، کلامي و فقهي در اين عصر ادامه داد: تدوين حديث از دوران خليفه اول منع شده بود و اين روند تا سال ۱۰۰ هجري قمري همچنان ادامه داشت. منع تدوين حديث موجب شد که احاديث ثبت و ضبط نشود و راويان حديث دچار اشتباهاتي شوند و گاهي عمدي يا سهوي رواياتي را بسازند و به رسول  ا...(ص) نسبت دهند. لذا در عصر امام محمدباقر(ع) گروهي از مسلمانان که به دنبال يادگيري علوم اسلامي بودند، در گوشه و کنار جهان اسلام از جمله در مدينه به دنبال آموختن احاديث بر آمدند.

در اين بين گروه ديگري از مسلمانان که اندکي با افکار ملت هاي ديگر آشنا شده بودند و درباره کلام اسلامي نيز بحث و بررسي داشتند، اختلاف نظرهاي کلامي پديد آمد، لذا گروه ها و مکاتب گروهي بين مسلمانان در اين عصر پديد آمد. از سويي برخي از علماي مسلمان که احکام شرعي را براي مسلمانان بيان مي کردند و فتوا مي دادند، در اين عصر در صدد به دست آوردن حکم شرعي برآمدند که اين امر ايجاد مذاهب فقهي را در پي داشت.

تولددانش کلام عقلي

وي به نحوه رفتار امام با اين گروه ها اشاره و خاطرنشان کرد: امام پنجم(ع) در مقابل همه اين گروه ها، آن ها را به پيروي از خاندان اهل بيت(ع) دعوت مي کردند. در زمينه علم کلام مي توان گفت در اين عصر براي اولين بار از حدود سال ۱۰۰ تا ۱۱۴ هجري قمري متکلمان اهل سنت از يکديگر جدا شدند و گروه ها و مکاتب کلامي شکل گرفت.

براي نخستين بار در اين عصر بود که علم کلام در دنياي اسلام با استدلال هاي عقلي همراه شد؛ قبل از آن بيشتر مسلمانان کلامشان نقلي بود.

در همين عصر گروه کلامي معتزله که عقل گرا بود، پديد آمد و رقيب آن ها که نقل گرا بودند نيز در اين عصر به فعاليت خود ادامه دادند. يکي از بزرگان نقل گرا حسن بصري بود.

امام محمدباقر(ع) تعابير جالبي درباره وي به کار بردند مبني بر اين که بصري به کجا مي رود و مي خواهد معرفت صحيح را از کجا به دست آورد، در حالي که علم صحيح در خانه ماست. در مقابل معتزلي ها که از حسن بصري فاصله گرفته بودند، استدلال عقلي را مطرح کردند. اگرچه گاهي به احاديث نيز استناد مي کردند اما تکيه گاه اصلي شان عقل بود. امام (ع) خطاب به آن ها نيز تاکيد مي کنند که شما به کجا مي رويد، حرف صحيح را بايد از اهل بيت(ع) بياموزيد.

نارضايتي امام (ع) از وضعيت علمي و عملکرد علماي عصر

ا...اکبري با اشاره به اين که امام محمدباقر(ع) از وضعيت علمي و عملکرد علماي عصر خود رضايت نداشتند، تصريح کرد: امام(ع) در نامه اي خطاب به يکي از اصحاب خود از اوضاع علمي آن روز گله مي کنند و مي فرمايند وضعيت عالمان يهود را ببينيد، آن ها عالم واقعي نبودند بلکه شبيه عالم بودند؛ به همين دليل کتاب خدا را کتمان کردند و در اين تجارت سودي نبردند. حالا در دنياي اسلام چنين وضعي حاکم شده است و عالم نماياني پيدا شده اند که قرآن مي خوانند اما محتواي آن را تحريف مي کنند چون به دنبال هوا و هوس خود هستند و به دنبال صاحبان قدرت و ثروت مي روند، هر جا ثروت و قدرتي هست آن ها هم همان جا هستند و دين خود را با دنياي ديگران عوض مي کنند. اين تعابير تکان دهنده امام(ع) نشان مي دهد که از وضعيت موجود راضي نبودند و به دنبال آن بودند که علم و دين واقعي را به مردم و علماي عصر خود تفهيم کنند. ايشان خطاب به امت مي فرمايند: آل محمد رهبراني هستند که شما را به بهشت رهنمون مي کنند، خداوند به واسطه اولين ما شما را هدايت کرد و کار شما را با آخرين ما ختم خواهد کرد. بعد تاکيد مي کنند که من هر چه براي شما نقل مي کنم، سلسله سند آن به جبرئيل و به خداوند مي رسد.

برخورد امام(ره) با راويان و فقها

ا...اکبري به نحوه برخورد امام(ره) با راويان حديث و فقها اشاره کرد و گفت: رفتار امام(ره) با گروهي که به دنبال نقل حديث رسول ا...(ص) بودند جالب بود. چون احاديث به طور دقيق ثبت و ضبط نشده بود و جعلياتي هم در اين زمينه وجود داشت لذا خطاب به آن ها امام باقر(ع) مي فرمايند اگر شما به دنبال راه صحيح مي گرديد، به اهل بيت(ع) نيازمند هستيد. ايشان راويان حديث را فرا مي خوانند که به اهل بيت(ع) مراجعه کنند. اگر چه در آن عصر فقه هنوز استدلالي نشده بود و در قالب حديث مطرح مي شد اما فقها مبناي استنباط حکمشان عقل و نقل بود. امام(ع) به افرادي که فقط اتکاي آن ها به نقل بود، ايراد مي گرفتند چون نقل از راه صحيحي به آن ها نرسيده بود. علاوه بر اين آن هايي که عقل و نقل را در کنار هم به کار مي برند هم ايراد وارد مي کردند و تاکيد داشتند که اگر به ما مراجعه نکنيد در فهم حکم خدا دچار اشتباه مي شويد. وقتي امام(ع) مي ديدند که گروه هاي فقهي احکام فقهي نادرست را مطرح مي کنند، ايشان حکم صحيح شرعي و هم منشاء خطاي آن ها را بيان مي کردند و بر عمل و رفتار و سيره امام علي(ع) در اين زمينه تاکيد داشتند.

امام محمدباقر(ع) و واکنش نسبت به خوارج

رئيس پژوهشکده سيره و تاريخ اهل بيت(ع) همچنين با اشاره به اين که در عصر امام محمدباقر(ع) خوارج نيز حضور داشتند، به نحوه واکنش امام(ع) به خوارج اشاره و خاطرنشان کرد: امام معتقد بودند خوارج دنيا را به خود تنگ گرفته اند که علتش ناداني آن هاست. امام(ع) مي فرمايند در حالي خوارج اين قدر دين خدا را سخت گرفته اند که دين خدا خيلي آسان تر و ساده تر است و اين ها با ناداني خود، هم زندگي را به خود سخت گرفته اند و هم دين را خشک و بي مغز تلقي کرده اند.

امام(ع) در مقابل تفکرات انحرافي مرجئه ايمان و عمل توامان را مطرح کردند

وي با اشاره به اين که مرجئه يکي ديگر از گروه هاي منحرف موجود در عصر امام باقر(ع) بود، گفت: مرجئه گروهي بودند که اعتقاد داشتند داوري درباره تابعان و مومنان را بايد به آخرت موکول کرد. خطاي مرجئه اين بود که صرف ايمان به خدا را کافي مي دانستند و معتقد بودند عمل خيلي مهم نيست. در حقيقت گروه مرجئه تابع خواست حاکمان وقت شده بودند چون سلاطين وقت ايمان را از عمل تفکيک مي کردند و صرف ايمان را کافي مي دانستند. مرجئه از زمان سقيفه به وجود آمد و در زمان امام باقر(ع) هم به شکل يک جريان جدي به فعاليت هاي خود ادامه مي داد. تفکر مرجئه هنوز هم وجود دارد، حتي در جوامع شيعي اين تفکر وجود دارد بدون اين که اسم مرجئه مطرح شود. در حالي که ائمه اطهار(ع) عمل را بسيار مهم مي دانستند و مي فرمودند: شيعه ما کسي است که عملش دقيقا شبيه عمل ما باشد. امام محمدباقر(ع) با مرجئه برخورد داشتند و حتي تعابير بسيار سخت گيرانه درباره آن ها به کار مي بردند و افراد را از هم فکري و همراهي با آن ها نهي مي کردند.

مقابله امام باقر(ع) با اسرائيليات

وي با اشاره به مقابله امام محمدباقر(ع) با جريان اسرائيليات در عصر خود افزود: اسرائيليات جريان ديگري بود که در عصر امام باقر(ع)وجود داشت. عده اي از يهوديان بودند که در جامعه اسلامي زندگي مي کردند که برخي از آن ها مسلمان هم شده بودند و برخي به دين خود باقي بودند. هر دو گروه يک سري از تفکرات و انديشه هاي غيراسلامي را در جامعه اسلامي ترويج مي کردند. برخي به عمد قصه هايي را مي ساختند و آن را به تورات نسبت مي دادند. برخي هم نقل صحيحي از تورات نداشتند که در نتيجه يک سري از افکار و انديشه ها در سطح جامعه اسلامي توسط آن ها مطرح شد که به آن اسرائيلات مي گفتند. ظاهرا در عصر امام باقر(ع) درباره حضرت داوود(ع) ماجراي نادرستي که بخشي از اسرائيليات بود را نقل مي کند که حضرت نهي مي کردند که افراد چنين ماجراي نادرستي را نقل کنند و تهديد مي کردند که مبادا افراد چنين کاري انجام دهند. امام(ع) در مقابل مرجئه و جريان يهود تاکيد مي کردند که ايمان توام با عمل مهم است و صرف اعتقاد کافي نيست.