رویکردهای امام هادی در منازعه عقلگرایان و نقلگرایان
34 بازدید
مصاحبه کننده : سایت شبستان
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت شبستان
تاریخ نشر : Oct 9 2014 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

رويکردهاي نجات بخش امام هادي (ع) در منازعه بين عقل و نقل  

بحث و منازعه عقل گراها و نقل گراها در زمان امام هادي(ع)اين بود که آيا محتواي قرآن مانند وجود خدا قديم است يا اينکه هنگامي که بر پيامبر(ص) وحي شد، ايجاد و آفريده شده، اين موضوع درگيري علمي آن روز در جامعه بود.


حجت الاسلام محمد الله اکبري، مدیر گروه فرهنگ و تمدن پژوهشکده تاريخ و سيره اهل بيت (ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلاميدر تبيين برخي از راهبردها و برنامه هاي امام هادي (ع) در دوران خلافت بني عباس گفت: نکته قابل توجهي که در زندگي امام هادي (ع) به چشم مي خورد اين است که آن حضرت در زمانه اي زندگي مي کرد و دوران حيات ايشان دوره اي بود که اگر آن را به 30 تا 35 سال (زمان امامت حضرت) تقسيم کنيم 15 سال اول اين دوره به گونه اي است که به لحاظ سياسي حکومت عباسي عقل گرا است يعني مأمون، پدرش هارون و پس از او معتصم و واثق خلفايي هستند که همان رسم و رسوم و فرهنگ عصر هارون را ادامه مي دهند که اصطلاحا به دوره عقل گرايي مشهور است.

وي افزود: در زمان اين خلفا کساني در منصب وزارت قرار مي گيرند که عقل گرا هستند، کساني قاضي مي شوند که آنها نيز عقل گرا باشند، فرهنگ و فضاي عمومي جامعه به گونه اي است که بيشتر عقل گرايان حکومت و قدرت را در اختيار دارند، کتاب هايي که نگاشته مي شود و مباحثي که در جامعه مطرح مي شود مباحث عقلي است و در همين دوره است که آثار فلسفي ترجمه مي شود، علم کلام رشد مي يابد و علوم ترجمه شدت و حدت مي گيرد.

اين محقق و پژوهشگر ديني تصريح کرد: در سال 220 هجري که امامت حضرت هادي (ع) آغاز مي شود تا سال 232 هجري زماني است که مباحث عقلي در محافل علمي جامعه رشد چشمگيري دارد اما از سال 232 که متوکل قدرت را به دست مي گيرد سياستي را دنبال مي کند که عقل گرايان را کنار گذاشته و نقل گراها را در مناصب و مقامات حکومتي مي گمارد، اين دوره زماني است که احمد بن حنبل پيشواي فرقه حنبلي (از فرق اهل سنت) زنده است و طرفداران او بر مسند قدرت قرار مي گيرند.

حجت الاسلام الله اکبري خاطرنشان کرد: در اين دوره حاکم زمان يعني متوکل عباسي طي بخشنامه اي طرح مباحث عقلي در محافل علمي را ممنوع اعلام مي کند البته او تنها چند مسئله را ممنوع کرد اما کم کم اين ممنوعيت به ساير مسايل عقلي نيز گسترش يافت و مباحث عقلي کلا از محافل علمي رخت بربست و فضايي در جامعه حاکم شد که اگر کسي پيرامون اين نوع مسايل بحث مي کرد مورد مجازات قرار مي گرفت. همين مسئله موجب بروز فرهنگي در جامعه اسلامي آن روز شد که اين فرهنگ تا پايان دوران امامت حضرت هادي (ع) باقي ماند به گونه اي که مباحث عقلي به شکلي محدود و معدود و مخفيانه در خانه هاي اشخاص مطرح مي شد. امام (ع) در دوره دوم يعني زمان ممنوعيت مباحث عقلي از مدينه به سامرا منتقل مي شود يعني دوره اي که عقل گرايي متوقف و عقل ستيزي آغاز شده است و دانشمندان عقل گرا از دربار و مناصب مختلف در جامعه رانده مي شوند؛ حال در چنين فضايي حکومت وقت امام را احضار کرده و ملزم مي کند که در سامرا و تحت نظر باشد. طبيعي است که در اين زمان شاگردان و اصحاب امام و کساني که در دوره اول يعني دوران رواج عقل گرايي به حضرت مراجعه کرده و از مباحث عقلي سوال مي کردند. در اين دوره نيز با وجود ممنوعيت طرح مباحث عقلي و در کنار آن سخت بودن دسترسي به امام اما همچنان به امام مراجعه کرده و سوالات خود را در رابطه با موضوعات عقلي از امام مي پرسيدند.

وي يادآور شد: برخي از اهل فرهنگ و تمدن بر اين عقيده اند که دوران ضعف تمدن اسلامي از همين جا آغاز مي شود که مباحث عقلي در جامعه ممنوع شد اما ممکن است اين سوال مطرح شود که اين مسايل ممنوعه که توسط حاکميت زمان ممنوع اعلام گرديد چه مسايلي بود، در پاسخ بايد اين موضوع را يادآوري کنيم که در زمان آزادي مباحث عقلي موضوعاتي پيرامون خدا، صفات خدا، مسئله نبوت و امامت و ... در جامعه و در محافل علمي طرح مي شد، از جمله اين مباحث موضوع قديم بودن يا حادث بودن قرآن بود. اين مجال جاي توضيح اين مسئله نيست اما خلاصه اين موضوع آن است که بين عقل گراها و نقل گرايان يک منازعه علمي پيش آمد به گونه اي که نقل گراها معتقد بودند که ما حق داوري نداريم که بگوييم آيا قرآن حادث است يا قديم.

وي در ادامه توضيحي در رابطه با اين منازعه علمي مطرح کرد و در تشريح قديم يا حادث بودن چيزي، گفت: برخي از صفات خدا مانند ذات خدا قديم هستند اما برخي چيزها فعل خدا است و فعل خدا ممکن است حادث و جديد باشد يعني هرگاه که خدا آن را انجام داد، حادث مي شود و به وجود مي آيد. بحث و منازعه عقل گراها و نقل گراها اين بود که آيا محتواي قرآن مانند وجود خدا قديم است يا اينکه هنگامي که بر پيامبر(ص) وحي شد، ايجاد و آفريده شده، اين موضوع درگيري علمي آن روز در جامعه بود، عقل گراها اکثرا اعتقاد داشتند که اين الفاظ و محتوا حادث هستند و آفريده شده اند و نقل گراها از جمله احمد بن حنبل و طرفدارانش معتقد بودند قرآن قديم است يا اينکه مي گفتند اصولا اين بحث به ما ارتباطي ندارد و چرا بايد درباره آن سخن گفت.

حجت الاسلام الله اکبري افزود: در اين گير و دار خليفه عباسي بحث درباره قرآن را کلا ممنوع است و اعلام نمود کسي حق ندارد درباره حادث يا قديم بودن قرآن بحث کند چرا که اين موضوع موجب تنش در ميان علما و طرفداران آنها در جامعه شده بود. وقتي بحث درباره قرآن ممنوع شد به تدريج بر اساس سياست و فشار حکومت ساير مباحث عقلي نيز از محافل علمي رخت بربست، در اين ميان اما شاگردان امام همچنان در رابطه با مسايل عقلي از امام سوال مي کردند و اين در شرايطي بود که حضرت در دربار حکومتي تحت نظر بود، بنابراين نمي توانست پاسخ روشني به سوالات شاگردان بدهد، در نتيجه حضرت اصحاب خود را توصيه مي کردند که در اين باره بحث نکنيد و شيعيان را از ورود به اين مباحث منع مي کردند.

اين محقق و پژوهشگر اسلامي تصريح کرد: اين رويکرد امام را احتمالا مي توان به اين معنا تعبير و تفسير کرد که حضرت براي نجات جان شيعيان و پيشگيري از قتل يا محاکمه دانشمندان و علماي شيعه توسط عمال حکومتي چنين رويه اي را در پيش گرفته بودند چرا که بر اساس فضاي ايجاد شده در جامعه طرح مباحث عقلي جرم محسوب مي شد و افرادي که به دنبال چنين مباحثي بودند از طرف حکومت مورد مجازات قرار مي گرفتند و امام براي حفظ جان شيعيان آنها را از ورود به اين گونه مسايل منع مي کردند.

منبع: خبرگزاري شبستان